أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
344
تجارب الأمم ( فارسى )
آنگاه ابن مقله ، اسحاق بن اسماعيل [ نوبختى ] را خواسته دستنوشت از او گرفت * كه هر ماه از ماههاى هلالى [ 1 ] همان مبلغ را كه براى مقتدر مىفرستاد به عنوان ارفاق براى برنامهء او بفرستد ، و آن دو هزار دينار است ، ابن مقله دستنوشت ابو عبد الله بريدى را براى هر ماه سه هزار دينار به همان عنوان ، و دستنوشت دو برادرش ابو يوسف و ابو حسين را نيز براى هر ماه يك هزار و پانصد دينار بگرفت . گزارش رفتار سرداران فرارى مقتدر و سر انجام كارشان : هارون بن غريب [ الخال ] از واسط به ابو جعفر محمد بن يحيا بن شيرزاد نامه نوشته در خواست كرد مجازات او را با پرداخت سيصد هزار دينار پايان دهد ، به شرط آنكه آباديهاى ملكى و ديگر مستغلات او ، به استثناى اجارهها و موقوفاتى كه در دست او بود ، آزاد شود ، و او حقوق بيت المال را بنابر رسوم گذشته بپردازد و اقطاعهاى خود را باز پس گيرد . مونس مظفر و همكارانش از او پشتيبانى كردند . قاهر امان نامه براى او نوشت و مصادرتى كه پرداختش را قول داده بود پذيرفته شد و به كارگزارى معونتهاى [ 2 ] ماه كوفه ، ماسبذان و مهرجانقذق گمارده شد . عبد الواحد پسر مقتدر و محمد بن ياقوت باهلى و دو فرزند رايق و « سرور » و « مفلح » در واسط از * هارون بن غريب جدا شده سركشانه به شوش و جنديشاپور رفته ، كارگزاريها را در هم ريخته ويران كردند ، به سوى بازرگانان و بوميان [ 3 ] دست درازى كردند ، سپس سواره به « سوق الاهواز » تاختند . و چون مدتى در اهواز ماندند ، [ دولت ] يلبق را با سپاهى [ از بغداد ] به سوى ايشان فرستاد . هارون بن غريب [ الخال ] در « جرجرايا » به آنان پيوست و همگى براى جنگ با آن گروه روانه شدند . اما آنچه ابو الفرج بن ابو هشام از ديدههاى خود نقل كرده چنين است :
--> [ ( 1 - ) ] M . متن : « من شهور الاهلة . . . » مقابل شهور المماليك ( خ 5 : 252 و 414 ) يا شهور عددى . ن . ك : خ 5 : 169 . [ ( 2 - ) ] براى « معونت » ن . ك پانوشت خ 5 : 231 . [ ( 3 - ) ] M . متن : و مدوا ايديهم الى التناء . . .